شعار ما
باران، قطراتی برای نو شدن

جمعه, ۱۷ اردیبهشت , ۱۴۰۰ 26 رمضان 1442 Friday, 7 May , 2021 ساعت ×
سهم متکلّمان کُرد در ترویج اندیشه‌های اشاعره
05 دی 1399 - 21:27
شناسه : 485
بازدید 61
2
باران : سهم متکلّمان کُرد در ترویج اندیشه‌های اشاعره با تأکید بر خاندان شیخ محمدسعید تختی مردوخی
ارسال توسط : نویسنده : دکتر محمد عبدلی منبع : مجله باران
پ
پ

سهم متکلّمان کُرد در ترویج اندیشه‌های اشاعره

با تأکید بر خاندان شیخ محمدسعید تختی مردوخی

مقدمه:

یکی از حوزه‌هایی که از دیرباز مورد توجه جدّی علما و دانشوران کُرد قرار گرفته، علم کلام و مباحث مربوط بدان بوده است. دانش کلام گستردگی موضوعی فراوانی دارد؛ از جمله مهم‌ترین مباحث مطرح در آن کیفیت کلام الهی، ذات و صفات خداوند، زمان و مکان، جبر و اختیار، خصائص انبیاء، معاد، اولیاءالله، معجزه، کرامت و … هستند. هدف این علم، برطرف کردن ابر تیره و تار توهّم از آسمان تفکر انسان‌هاست.

نگاهی اجمالی به میراث خطیِ برجای مانده از مشاهیر کُرد، ما را بدین نکته رهنمون می‌سازد که در گذشته، عمدۀ تلاش‌های علمای دینی کردستان، در راستای ترویج و تقریر مباحث کلامی و عقلی بوده است؛ به گونه‌ای غور و تعمق فراوان در مباحث کلامی و گاه تکرار یک مطلب به چند شیوه مانند تلخیص متون و شرح و حاشیۀ تلخیص‌ها، تا حدودی انتقاداتی را بر عملکرد و فعالیت‌‌های علمیِ آنان وارد ساخته است که چرا تلاش‌های علمای دینیِ کردستان در گذشته منحصراً در چارچوب علوم عقلی و با تمرکز بر دانش کلام بوده است؟ مگر نه این است که در طبقه‌بندیِ معنوی علوم، دانش‌های دینی و در میان آن‌ها علم تفسیر و حدیث و فقه مقدم‌اند؟! در این مقام، گروهی پاسخ این انتقاد را حمل بر تسامح و تساهل علما نموده‌اند و اینکه در حوزه‌های دیگر علوم نیازی به تألیف و تصنیف نمی‌دیدند و بر این باور بودند که گذشتگان آنچه می‌بایست در زمینۀ کتاب‌الله و سنّت به یادگار گذاشته‌اند. این پاسخِ کلّی، اگرچه تا حدودی می‌تواند بیانگر متد فعالیت‌های علمیِ مشاهیر کُرد باشد، با این وصف کافی نیست و شرح و تحلیل این پرسش، نیاز به  مقدمات، تحلیل و تفسیر دارد.

بدیهی است که مذهب شافعی و کلام اشعری از دیرباز به عنوان دو مؤلفه هویت دینی در مناطق کُردنشین حضور داشته‌اند؛ مذهب به عنوان احکام الهی و برنامه‌های عملی که با منش و رفتارهای فرد مسلمان و مسلک کلامی با بینش و مسائل فکری و نظری مرتبط است. اینکه به چه دلایلی در میان تمام مذاهب و مسلک‌های کلامی، در اکثریت قریب به تمام مناطق کُردنشین، این دو توانسته‌اند مروج و پیرو داشته باشد؟ خود پرسش دیگری است که پاسخ آن تا حدودی می‌تواند از متکلمّان کُرد رفع انتقاد کند.

در میان تمام علت‌های تاریخی، جغرافیایی، اجتماعی، محیطی، روانشناسی و …، می‌توان گفت که ویژگیِ بارز اعتدال و میانه‌روی و نیز ظرفیت‌ها و ظرافت‌های خاص روحی و انسانی در مذهب شافعی، بیش از همه با روحیۀ اهالی کُردستان سازگار و گویی بخشی از دستورات و احکام و فتاوای این مذهب مطابق با خواسته‌های فطری مردمان کُرد بوده است. در واقع راز ماندگاری مذهب شافعی در کردستان را نیز باید در سنخیّت تمام آن با سرشت فطریِ کُردها بازشناخت. از سوی دیگر، نه تنها اعتدال در عمل به احکام شریعت از متقضیات جامعۀ کردستان بوده، بلکه در عرصۀ اندیشه نیز کلام اشعری واجد خصوصیاتی است موافق با سرشت و طبع اجتماع کردستان.

ناگفته نماند، هرچند علم فقه در ردۀ علوم نقلی است و بر کلام برتری دارد، اما لازمۀ اجرای فقه و یا به تعبیر کلی شریعت آن است که ابتدا فرد به قناعت عقلی و روحی برسد و در حوزۀ باور و اعتقاد هیچ‌گونه خلأیی نداشته باشد، آنگاه می‌توان اجرای  فقه را تضمین کرد و در پیِ مدینۀ فاضله بود. باری، متکلمان کُرد نیک می‌دانستند که فقه و قرآن و تفسیر از نظر ترویج و تألیف بر سایر علوم شرف دارند؛ با این همه از نظر منطقی، تقریر و تشریح مبانی اعتقادی و نظری در اولویت قرار دارد و چون شبهات و ایرادات در زمینۀ مسایل اعتقادی در هر دوره‌ای رنگ و بوی خاصی به خود گرفته، لذا متکلمان به مقتضای حال، آثار و تألیفات متنوعی را به رشتۀ تحریر درآورده‌اند.

با اینکه تدوین فهرستی از طبقات متکلمان کُرد و گزارش کار و فعالیت‌های علمی آنان و به طور کلی سیر تطوّر کلام اشعری در کُردستان خود پژوهشی است مستقل و دامنه‌دار؛ اما در این میان، چهره‌های برجسته‌ای را می‌توان یافت که اشارۀ کوتاه به کارنامۀ فکری و میراث مکتوب آنان خالی از فایده نیست. به امید اینکه در آینده بتوان به تکمیل و تتمیم این پژوهش پرداخت.

خانوادۀ حاج شیخ محمدسعید تختی مردوخی:

خاندان شیخ احمد علامه که نسب جدّ اعلای آنان به مولانا گشایش می‌رسد، از مواریث علمیِ کردستان به شمار می‌روند و کارنامۀ درخشانی در ادبیات، علم و عرفان این دیار دارند. در میان نوادگان شیخ احمد، فرزندان حاج شیخ محمدسعید تختی مردوخی (۱۱۵۲-۱۲۳۶ق) در زمرۀ نامورترین متکلمان کُرد در سدۀ ۱۳ و ۱۴ هجری قمری به شمار می‌روند. در میان فرزندان شیخ محمدسعید نیز، دست‌کم تلاش‌های علمی و فکری سه تن از آنان، یعنی شیخ عبدالقادر مهاجر، شیخ محمدوسیم ثانی  و شیخ محمدجسیم ثانی ملقب به صدرالعلماء، معطوف به ترویج و تقریر مبانی کلام اشعری بوده است. متأسفانه پرداختن به شرح احوال و زندگی آنان در این مختصر نمی‌گنجد، خوانندگان می‌توانند به کتاب تاریخ مشاهیر کُرد تألیف بابامردوخ روحانی مراجعه فرمایند. 

شیخ عبدالقادر مهاجر:

بنام‌ترین چهرۀ علمی این خاندان، شیخ عبدالقادر تختی مردوخی (۱۲۱۱-۱۳۰۵ق) است که به شیخ مهاجر شهرت دارد. آوازۀ شیخ مهاجر را بیش از همه باید مرهون کتاب ارزشمند «تقریب المرام فی شرح تهذیب الکلام» دانست. این اثر در اصل شرح مزجی توضیحی است بر بخش کلامی رسالۀ «التهذیب» سعدالدین تفتازانی (م: ۷۹۲ق) که آن را به خواست برخی از بزرگان تألیف کرده است مشتمل است بر ۶ «باب» و هر باب در چندین فصل. باب ۱٫ مقدمه؛ ۲٫ فی الامور العامة؛ ۳٫ فی الاعراض؛ ۴٫ فی الجواهر؛ ۵٫ فی الالهیات؛ ۶٫ فی السمعیات. تقریب المرام از جمله متون درسی در حوزههای علمیه کردستان بـوده و امروزه هم تعدادى از طلاب آن را جزو متن درسى خود قرار مىدهند گرچه بیشتر طلاب در علم کلام بـه همان شرح عقاید نسفى اکتفا مىکنند. این کتاب نخستین بار به سال ۱۳۱۸ق در بولاق، توسط  مطبعة الامیریة چاپ گردید. سپس توسط فرج‌الله ذکی مریوانی در چاپخانۀ کردستان در قاهره انتشار یافت. رواج و تداول این کتاب در محافل بحث و مناظره‌های کلامی حوزه‌های علوم دینی موجب شد تا مورد توجه سایر دانشوران قرار گرفته و بر آن شروح و حواشی فراوانی نوشته شود که از میان آن‌ها می‌توان به حواشی سید محمد حمیدی داشاغلوجی، ملا عبدالرحمان پنجوینی و شیخ محمدوسیم ثانی (برادرش) اشاره کرد.

از دیگر تألیفات گرانسگ شیخ مهاجر باید شرح «خلاصة العقاید» را نام برد که به سال ۱۲۷۶قمری تدوین شده است. او در این رساله ابتدا تقسیم عقلی وجود را ذکر میکند و سپس در ذیل آن تقسیم شرح مبسوطی میآورد. متن «خلاصة العقاید» نیز از شیخ عبدالقادر است که خود دوبار آن را شرح کرده، یک بار به نام عمر پاشا و یک بار به نام سلطان عبدالمجیدخان، هر دو شرح به شمارۀ ۱۳/۳۸ و ۱۹/۳۸ در کتابخانۀ انجمن آثار و مفاخر تهران وجود دارند.

شیخ مهاجر مجموعه گفتارهایی نیز با عنوان «اثبات الواجب» دارد. به گفتۀ او، در آن اثبات واجب بر نهج و روشی نو است که گذشتگان به آن روش چیزی ننوشتهاند. او ابتدا «معنی اضافی» را طرح میکند و سپس با استفاده از این معنی به بحث حدوث عالم و اثبات صانع و صفات باری تعالی و معاد و نبوات میپردازد. نسخۀ خطی این اثر به خط برادرش ـ شیخ محمد جسیم ثانی ـ در کتابخانۀ انجمن آثار و مفاخر فرهنگی تهران به شمارۀ ۱۶/۳۸ موجود است. این رساله را عمربن محمدامین مردوخی (۱۳۰۲-۱۳۵۵ق) با عنوان «تحفة الکرام و ایقاظ الانام فی عقائد الاسلام» شرح کرده است. در رسالۀ دیگری که ذیل همین عنوان ثبت شده است، مؤلف در ابتدای آن میگوید: «بیشتر راههایی که پیشینیان برای معرفت پیمودند سخت و بلند بوده است و وی اکنون می‌خواهد راه ساده و کوتاهی را بیان کند.» سپس به اثبات واجب میپردازد. نسخۀ خطی این اثر نیز در مرکز پیشین به شمارۀ ۲/۳۸ و نیز کتابخانۀ مرکز دایرة المعارف بزرگ اسلامی به شمارۀ ۳/۶۳۰ یافت می‌شود.

«شرح علم الالهی» نیز عنوان اثری دیگری از شیخ مهاجر است که در اصل شرح مزجی بر رسالۀ «علم الباری = الموشح» از سیالکوتی هندی است. نسخۀ آن به شمارۀ ۲/۲۳۸۳-۶۳/۱۳ در کتابخانۀ گلپایگانی قم وجود دارد که در سال ۱۳۰۰قمری، توسط ملا محمدحسن قزلجی کتابت شده است.

 «الوجود» نام دو رساله است در میان آثار و نوشته‌های شیخ مهاجر جایگاه ویژه‌ای دارد؛ زیرا بارها توسط او شرح و تحشیه شده است. وی در اولی می‌نویسد: «بعضی از ازکیاء از من خواستند که در قول بعضی از صاحبنظران دربارۀ مطالب گفته شده پیرامون وجود، جرح و تعدیلی کنم. من هم محض اطاعت از آنها به نگارش این مختصر پرداختم». او وجود را امر متحقق در صفات و ذات معرفی میکند و سپس مطالبی دربارۀ «وجود» متحقق الذات و الصفات میآورد که بسیار خواندنی و قابل ارزش است. شیخ مهاجر در رسالۀ دوم می‌نویسد: «چون بحث وجود از امهات فلسفه است و با آن که از اعراب اشیاست، ولی با این همه برای پارهای از ازکیاء دربارۀ آن شبهاتی است. پس بر آن شدم که این رساله را در سه بحث و یک خاتمه بپردازم تا شاید رفع شبهه بنماید: بحث ۱٫ در تحقیق وجود؛ ۲٫ در وجدان وجود؛ ۳٫ در اینکه وجود نفس وجود است؛ خاتمه: در اقوال متألهین و مشأئین دربارۀ وجود». نسخه‌های خطی این دو رساله در کتابخانۀ انجمن آثار و مفاخر فرهنگی تهران به شماره‌های ۱/۳۸ و ۵/۳۸ یافت می‌شود که توسط محمدجسیم برادرش به سال ۱۲۷۴قمری کتابت شده است. ‏شرح رسالة الوجود، شرحی مزجی از این دو رساله است که نسخه‌های آن به شمارۀ ۹/۱۳۹۶ در کتابخانۀ مرکز دایرة‌المعارف بزرگ اسلامی و به شمارۀ ۸/۲۳۴۲۱ در کتابخانۀ ملی ایران وجود دارد.

از دیگر نوشته‌های شیخ عبدالقادر مهاجر، می‌توان آثار زیر را نام برد:

رسالۀ «علة حدوث الاشیاء» محفوظ در کتابخانۀ انجمن مفاخر تهران به شمارۀ ۴/۳۸ اشاره کرد. او در این رساله بر این نظر است که برای تحقق علت هر شئ، سه امر لازم است: «وجود» و «وجوب» و «یقین». او در ذیل این سه مطلب بحث لازم را می‌کند و در ضمن این بحث پارهای از صفات الهی را ذکر مینماید.

رسالۀ «وجود و تحقیق در لفظ آن» محفوظ در کتابخانۀ پیشین به شمارۀ ۳/۳۸٫ نویسنده میگوید: «برای بحث دربارۀ وجودِ واجب لازم است که ابتدا لفظ وجود مورد بحث قرار گیرد و معنی مصدری آن آشکار گردد و از اشتقاقات آن صحبتی به میان آید و سپس حدود و ماهیت آن مشخص شود تا بتوان به اثبات واجب رسید».  

«وحدة الوجود» نسخۀ کتابخانۀ انجمن آثار و مفاخر فرهنگی به شمارۀ ۸/۳۸؛ نویسنده میگوید: «قصد دارم که در اینجا مطالبی آورم که چون شعلۀ نوری باشد که هر کس آن را به دست گیرد از گمراهی نجات یابد و هر که از آن اعراض کند خسته و رنجور شود». سپس به بحث در «ماهیت» و «وجود» می‌پردازد. ابتدا وجود را تبیین می‌کند و بعد ماهیات و تشعب آن را نقل میکند که سرانجام به وحدت وجود میرسد. او در این مقوله عقاید متألهان و جز آنها را بازگو میکند.

«شرح فی تساوی الزوایا الثلاث» موجود در کتابخانۀ ملی ایران به شمارۀ ۲/۶۴۲۳؛ رسالۀ حاضر بخشی از «شرح شمسیّه» است و مبحث معانی مفرده در شرح عبارت «تساوی الزوایا الثلث للقائمتین للمثلث» را دربردارد. در حوزه‌های علوم دینی مناطق کردنشین گاه به دلیل اهمیت موضوع، این بخش از رسالۀ تفتازانی جداگانه استنساخ و شرح می‌شده است.

شیخ محمدوسیم ثانی:

پس از شیخ عبدالقادر مهاجر، نفر دوم این خانواده شیخ محمدوسیم ثانی مردوخی (۱۲۱۹-۱۲۷۵ق) است. بخشی از تلاش‌های قلمیِ شیخ محمدوسیم، تعلیقات مدونی است بر آثار برادرش که از آن جمله می‌توان به «شرح رسالة الوجود» اشاره کرد. این رساله تعلیقه‌ای بر آرا و اقوال شیخ عبدالقادر مهاجر، با عناوین «قوله – قوله» و درخصوص علم الهی و خلق اعمال است. شارح در ابتدا دیدگاه‌های شیخ عبدالقادر بیان نموده، سپس به توضیح و تبیین آن‌ها می‌پردازد و در موارد اندکی نظرات خویش را آورده است. نسخۀ خطی این کتاب در کتابخانۀ ملی ایران به شمارۀ ۷/۲۳۴۲۱ نگه‌داری می‌شود. از دیگر نوشته‌های او می‌توان به حواشی بر «تقریب المرام» اشاره کرد که مبحث مربوط به کلام الله را مبتکرانه و ظریف تشریح کرده است. علاقه‌مندان برای مطالعۀ تفصیلی این مطلب می‌توانند به «سیر تحلیلی کلام اهل سنت» نوشتۀ شادروان ملا عبدالله احمدیان مراجعه فرمایند.

«الحکمة الجدیدة الادریسیة» عنوان اثری است از او که در سال ۱۲۶۶قمری تألیف شده و در ۷ فصل به مباحث زیر پرداخته است: ۱٫ فصل فی بیان عرفانی و تبیان وجدانی؛ ۲٫ فصل فی بیان ظل الوجود؛ ۳٫ فصل فی بیان ان اثر الجاعل هو وجود الاشیاء او ماهیاتها و اتصافها؛ ۴٫ فصل فی حدوث العالم؛ ۵٫ فصل فی حقیقة الزمان؛ ۶٫ فصل فی لجة عمیقه و حجة دقیقه الماهیة؛ ۷٫ فصل فی صفاته تعالی و فصل فی المعاد. نسخه‌های خطی آن در کتابخانۀ آستان قدس رضوی به شمارۀ ۱/۱۱۰۹۷ و کتابخانۀ ملی ایران به شمارۀ ۳/۲۱۷۲۸ نگه‌داری می‌شود.

علاوه بر این‌ها، شیخ محمدوسیم ثانی چند رساله در «ﺭﺩّ شبهۀ ﺍبنﻛﻤﻮﻧﻪ» ﻭ «ﻣﺴﺄلۀ علم الهی» دارد که بیشتر فلسفی است. او در دیباچه می‌نویسد: «ﻣﺤﻤﺪجسیم برادرم، ﻧﺎﻣﻪﺍی ﺑﺮﺍی ﻣﻦ ﻧﻮﺷﺖ ﻭ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺍﺑﺘﺪﺍ شبهۀ ﺍبنﻛﻤﻮﻧﻪ ﻭ ﻣﺴﺄلۀ علم الهی ﺭﺍ ﻃﺮﺡ ﻛﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺑﻌﺪ شهبۀ ﺍبنﻛﻤﻮﻧﻪ ﺭﺍ ﺗﺄﻳﻴﺪ ﻧﻤﻮﺩﻩ ﺑﻮﺩ، ﻭلی ﺑﺎ این ﻫﻤﻪ ﺍﻭ ﺍز ﻣﻦ ﺩﺭ اینباﺭﻩ ﻧﻈﺮ ﺧﻮﺍﺳﺘﻪ ﺑﻮﺩ. ﻣﻦ ﺑﺮ ﺍﺛﺮ ﺗﺸﺘﺖ ﺧﺎﻃﺮ ﻓﺮﺻﺖ ﺟﻮﺍﺏ ﻧﻴﺎﻓﺘﻢ، ﭘﺲ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ شیخ ﻋﺒﺪﺍﻟﻘﺎﺩﺭ ﻣﻬﺎﺟﺮ (۱۳۰۵-۱۲۱۱ق) ﺩﺍﺩﻡ. ﺍﻭ ﭼﻮﻥ ﺧﺎﻃﺮی ﺁﺭﺍﻡ ﺩﺍﺷﺖ ﺑﻪ ﺟﻮﺍﺏ ﺁﻥ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ. ﭘﺲ ﻣﻦ این ﺟﻮﺍﺏ ﺭﺍ ﺑﺮﺍی ﺍﻭ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻡ، ﻭلی ﺑﻪ ﻇﺎﻫﺮ این ﺟﻮﺍﺏ ﻣﺜﻞ ﺁﻥ ﺑﻮﺩ که ﺍﻭ ﺭﺍ ﺍﺭﺿﺎ ﻧﻜﺮﺩ، ﭼﻪ ﺍﻭ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ این ﻣﺴﺄﻟﻪ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻣﺴﺄﻟﻪ علم الهی ﺑﺎ ﻧﻈﺮﻳﺎﺕ ﺧﻮﺩ ﺁﻣﻴﺨﺖ ﻭ ﺑﺮﺍی ﻣﻦ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩ، ﮔﺮﭼﻪ ﺩﺭ این ﺳﺎﻝ که ﺳﺎﻝ ۱۲۷۵ﻕ است، ﻧﺎمۀ ﺍﻭ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺭﺳﻴﺪ، ﻭلی ﺑﺎز ﻣﺮﺍ ﻫﻤﺎﻥ ﭘﺮﻳﺸﺎﻥ ﺧﺎﻃﺮ ﺑﻮﺩ، ﺍﻣﺎ این ﺑﺎﺭ ﺩﻳﮕﺮ ﺻﻼﺡ ﻧﺪﺍﻧﺴﺘﻢ که ﻧﺎمۀ ﺍﻭ ﺭﺍ  بیﺟﻮﺍﺏ ﮔﺬﺍﺭﻡ، ﻟﺬﺍ این ﺟﻮﺍﺏ ﺭﺍ که ﺩﺭ ﺭﺩ ﻗﻮﻝ ﺍبن ﻛﻤﻮﻧﻪ ﻭ ﺣﻞ ﻣﺴﺄﻟﻪ علم الهی است ﭘﺮﺩﺍﺧﺘﻢ ﻭ ﺑﺮﺍی ﺍﻭ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻡ.» نسخۀ خطی این اثر در کتابخانۀ انجمن آثار و مفاخر فرهنگی تهران به شمارۀ ۱۴/۳۸ وجود دارد.

از شیخ محمدوسیم ثانی، رسایل متعددی دیگری نیز در دست داریم. از جمله، «رساله در بیان علم» که مختصری است در بیان علم از نظر حکما که عده‌ای بر این نظرند که علم صورتی است از معلوم که در ذهن حاصل آید که به این گروه «اصحاب حقیقت» گویند و گروهی دیگر صورت حاصله را شبح مصداق واقعی دانند نه عین آن و این گروه را «اصحاب شبح» خوانند و مقایسۀ عقاید این دو گروه. نسخۀ خطی این اثر در کتابخانۀ ملی ایران به شمارۀ ۸/۱۸۶۵۶ یافت می‌شود. همچنین، «رساله در وجود» که در مقدمۀ آن نوشته است: «این رساله را در شب‌های ربیع مولود حضرت محمد(ص) در جمع عده‌ای از دوستان با بحث در موجود حقیقی هو الوجود و برگرفته از کلام ملاصدرا نوشته‌ام». نسخۀ خطی آن به شمارۀ ۱/۱۸۶۵۶ در کتابخانۀ ملی ایران موجود است.

شیخ محمد جسیم صدرالعلماء:

سومین نفر این خانواده شیخ محمد جسیم ثانی مردوخی (م: ۱۳۰۵ق) ملقب به صدر العلماست که «الرسالة العزیزیة» را در کارنامۀ خود دارد. او این مختصر را به تاریخ شعبان ۱۲۸۲قمری در بوکان تألیف کرده است. در اصل فشرده‌ای است دربارۀ ذات کامل خداوند و صفات او . مؤلف در مقدمه می‌نویسد که اسم رساله را به نام جناب عزیزخان ملقب به‌ سردار کُلّ، «الرسالة العزیزیة» نامیده است. نسخۀ خطی این اثرِ یگانه در کتابخانۀ ملی ایران به شمارۀ ۶/۱۸۶۵۶ یافت می‌شود.

در میان آثار وی، رسالۀ «علم الله تعالی» نسخه‌های متعددی دارد. او این رساله را به ظل السلطان اهدا نموده است. نُسَخ آن در کتابخانه‌های عمومی اصفهان، آستان قدس رضوی، دانشگاه تهران و کتابخانۀ مجلس به ترتیب شماره‌های ۱۱۴۸۷، ۳/۱۱۰۹۷، ۲/۵۹۱۹ و ۱/۱۷۷۱۶ یافت می‌شود. 

سایر آثار کلامی شیخ محمدجسیم از این قرار است:

رسالۀ «اثبات توحید» که در دیباچۀ آن آمده است: «قومی در مسألۀ وحدت گفتهاند که وحدت یا وحدت در «ماهیت» است یا وحدت در «وجود» و چون اصالت در باب وجود است نه ماهیت، پس وحدت از آنِ وجود است.» سپس در ذیل این قول شبهۀ ابنکمونه را نقل میکند و میگوید در این باب  رساله‌ای تصنیف کرده و در آن به تفصیل این شبهه را رد کرده است. او در اینجا اول شبهه را در مسأله علم الهی میآورد و در ذیل آن توضیحات مفصل میدهد و سپس شبه را ردّ میکند و بعد به ردّ شبه خود در باب دو «إله» میپردازد و عدم امکان آن را توضیح می‌دهد. دستنوشت این اثر در کتابخانه‌های انجمن آثار و مفاخر فرهنگی تهران به شمارۀ ۷/۳۸ و آستان قدس رضوی به شمارۀ ۴/۱۱۰۹۷ محفوظ است.

«رساله در فلسفۀ علم توحید و اختلاف آن بین علما و حکما» محفوظ در کتابخانۀ ملی ایران به شمارۀ ۴/۱۸۶۵۶٫

«رساله در وجود حق» محفوظ در همانجا به شمارۀ ۷/۱۸۶۵۶٫

«کشف الغطاء عن اغلاط الحکماء» موجود در همانجا به شمارۀ ۶/۱۸۶۵۶٫

خاتمه:

با توجه به مجموع آثار و تألیفات پیش‌رو، می‌توان گفت که عمدۀ تلاش‌های متکلمان خاندان تختی، در سه حوزۀ تقریر، ترویج و تأسیس صورت گرفته است. در حوزۀ تقریر پیچیده‌ترین مباحث کلامیِ عربی را به زبان کُردی برای مُتعلّمین تفهیم و تدریس می‌کردند؛ در این میان سهم زبان کُردی را به عنوان زبان بینامتنی نباید نادیده گرفت که گنجایش طرح و بحث چنین مباحث تخصصی را داشته است. ترویج میراث اشاعره در کردستان از راه حاشیه‌نویسی، شرح و تکمیل دیدگاه‌های قُدما صورت می‌گرفته و ظاهراً چنین پیداست که در این مرحله متکلمان کُرد تا حدود بسیاری توفیق یافته‌اند تا مفاهیم و اصطلاحات مُغلَق کلامی را شرح و بسط دهند. پیش از آنکه به تأسیس بپردازیم باید یادآوری کرد که پرهیز از عقل‌گرایی‌ و تأویل‌ دو ویژگیِ اصل مکتب اشعری است. اشاعره آنجا که عقل را وادی شناخت الهیاتی نارسا می‌بینند، تعبیر «عادةُ الله» را به کار می‌برند، عبارتی که در طول سده‌ها نقطۀ ثقل تمام ظرافت‌های عرفانی بوده است.

متکلمان کُرد، با تعدیل نگرش پرهیز از عقل‌گرایی در طرح مباحث الهیاتی، در کنار اعتقاد به اصل «عادة الله» به عنوان امری قطعی و لایتخلف، روش عقلی – نقلی را نیز به کار گرفتند. در واقع، عقل‌گراییِ معتدل در مکتب اشاعره را باید میراث متکلمان کُرد ـ خاندان تختی ـ به شمار آورد.

روشن‌ترین‌ و مستندترین‌ نمونه‌ این مدعا رسایل کلامی و فلسفی مشاهیر کُرد است که بیش‌تر آن‌ها با عنوان «حکمت و عقاید» شناخته می‌شوند. نگاهی گذرا به آثار خطی مذکور چنین می‌نمایاند که آنان به توجه شرایط جامعۀ خود، از باورهای اسلامی به شیوۀ عقلی – نقلی به دفاع برخاستند و با تکیه بر استدلال‌های منطقی‌ عمل‌ کردند و در همین راستا، با رویکرد عرفی‌کردن دین با توجه مقتضیات زمان و مکان، مبانی نظری دین را به اسلوب و طرز بیان خاصی با روح و روان مردمان کُرد عجین ساختند و پرده از شکوک و ابهامات فکری جامعۀ خود برداشتند و نیازهای روحی را ارضا و دردِ سرها را رفع کردند. حاصل این تلاش‌ها، نهادینه‌کردن مجموعه‌ای از ارزش‌های متعالی و انسانی در جامعۀ کردستان بود که توجه به ارزش‌های اخلاقی، همزیستی، انعطاف، تسامح، ترحم و شفقت در کانون آن قرار داشت.

پایان سخن آنکه، تلاش‌های علمیِ متکلمان کُرد به طور کلّی و خاندان مردوخی به ویژه بود که توانست اضلاع هویت دینی در جامعۀ کردستانِ گذشته را ترسیم کند؛ یعنی مثلثی متشکل از متکلّمان در مدارس و حوزه‌های علوم دینی، فقها در مساجد و محافل مذهبی و عرفا در خانقاه‌ها که هر سه در تطور و تکوین هویت دینی در کردستان همزمان نقش خاطره زدند. سعی‌شان مشکور باد و خدایشان رحمت کناد.  

منابع و مآخذ:

– احمدیان، عبدالله. سیر تحلیلی کلام اهل سنت از حسن بصری تا ابوالحسن اشعری، تهران: احسان، ۱۳۹۱ش.

– اشکوری، سیدجعفر. فهرست نسخه‌های خطی کتابخانۀ مجلس شورای اسلامی، تهران: کتابخانه مجلس، ۱۳۹۲ش.

– دانش‌پژوه، محمدتقی. فهرست نسخه‌های خطی کتابخانۀ مرکزی دانشگاه تهران، تهران: انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۴۹ش.

– درایتی، مصطفی. فهرست نسخه‌های خطی کتابخانۀ عمومی آیت‌الله گلپایگانی، مجلد ۵،  قم: مؤسسۀ پژوهشی الجواد، ۱۳۹۱ش.

– درایتی، مصطفی. فهرستگان نسخه‌های خطی ایران (فنخا)، مجلد ۱۶ و ۳۴، تهران: سازمان اسناد و کتابخانۀ ملی جمهوری اسلامی ایران، ۱۳۹۱ش.

– روحانی (شیوا)، بابامردوخ. تاریخ مشاهیر کُرد، مجلد ۲، تهران: سروش، چاپ سوم، ۱۳۹۰ش.

– عبدلی، محمد. «بررسی و تحلیل نسخه‌های خطی متعلق به عزیزخان مُکری»، مجموعه مقالات همایش سردارعزیزخان موکری، بوکان: ۱۳۹۴ش.

– عرفانیان، غلامعلی. فهرست کتب خطی کتابخانۀ مرکزی آستان قدس رضوی، مجلد ۱۱، مشهد: کتابخانۀ مرکزی آستان قدس رضوی، ۱۳۷۰ش.

– کتابخانۀ انجمن آثار و مفاخر. فهرست نسخه‌های خطی انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، تهران: انجمن آثار، ۱۳۸۰ش. 

– مقصود، جواد. فهرست نسخه‌های خطی کتابخانۀ عمومی اصفهان، تهران: وزارت فرهنگ و هنر، ادارۀ کل کتابخانه‌ها، ۱۳۴۹ش.

– منزوی، احمد. فهرست نسخه‌های خطی مرکز دایرة‌المعارف بزرگ اسلامی، مجلد ۲ و ۳، تهران: مرکز دایرة‌المعارف بزرگ اسلامی، ۱۳۸۷ و ۱۳۹۱ش.

– Retrieved 2017/5/17: http://opac.nlai.ir

دکتر محمد عبدلی

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.