شعار ما
باران، قطراتی برای نو شدن

جمعه, ۱۷ اردیبهشت , ۱۴۰۰ 26 رمضان 1442 Friday, 7 May , 2021 ساعت ×
چشم اندازی تحلیلی بر آثار و افکار شیخ حسن کردی مولانا آبادی
05 دی 1399 - 23:29
شناسه : 507
بازدید 74
1
باران :

چشم اندازی تحلیلی بر آثار و افکار شیخ حسن کردی مولانا آبادی چکیده: چشم اندازی به شخصیت همه جانبه شیخ حسن کردی مولانا آبادی شیخ حسن بن شیخ محمود بن شیخ محمد بن شیخ ابراهیم البستی الملقب بالصادق و الزاهد، عالم عارف، سالک، فقیه، مفسر، هنرمند، معمار، منجم، طبیب، نویسنده، متکلم، فیلسوف، شاعر، ادیب و […]

ارسال توسط : نویسنده : بهزاد مولائی منبع : مجله باران
پ
پ

چشم اندازی تحلیلی بر آثار و افکار شیخ حسن کردی مولانا آبادی

چکیده: چشم اندازی به شخصیت همه جانبه شیخ حسن کردی مولانا آبادی

شیخ حسن بن شیخ محمود بن شیخ محمد بن شیخ ابراهیم البستی الملقب بالصادق و الزاهد، عالم عارف، سالک، فقیه، مفسر، هنرمند، معمار، منجم، طبیب، نویسنده، متکلم، فیلسوف، شاعر، ادیب و مورخ کرد زبان دارای ویژگی های حمیده و فضایل اخلاقی و شخصیتی منحصر به فرد بوده است و این ویژگی های حمیده و مسلم ایشان سبب فراگیری و همه جانبه بدون شخصیت و تأثیرگذاری فرازمانی ایشان شده است؛ شجاعت، موضع گیری های قاطعانه و عملی، اخلاص و تقوا، علم و ایمان، جهد و پشتکار، ایثار و از خود گذشتگی، روشن فکری و روشن ضمیری، خدمت بی منت و تواضع و فروتنی؛ سبب شده بود که این شخصیت همه جانبه و خدوم بالاتر از زمان خود سیر کند و جوابگری نیازهای زمان خویش و آینده باشد، لاجرم با وضعیت اسف بار جامعه کنونی، وجود چنین شخصیت هایی از اوجب واجبات است اما با کمال تأسف فقدان چنین شخصیت هایی در زمان معاصر، احیای سلوک و زنده نگه داشتن یاد و خاطره آنها و پیدا کردن روشهای کاری و تأثیرگذاری بر جامعه را می طلبد ، تا باشد کسانی که فکر خدمت حقیقی به جامعه را در سر می پرورانند این اسوه عملی را الگوی خود قرار داده و مسیر را بر خود هموارتر گردانند.

کلید واژه: شیخ حسن، شخصیت همه جانبه، تأثیرگذاری، خدمت، موضع قاطع و بی ریا، ایثار و از خود گذشتگی. روشنفکری و روشن ضمیری.

مقدمه

براساس نظریه های جامعه شناختی وجود شخصیتهای شاخص در هر جامعه ای سبب ایجاد مرجعیت و در پی آن اتحاد مردم می شود و یکی از شاخصه های این شخصیت های جمع محور،علم و عمل. و اخلاص و خدمت است. که به حقیقت علم محوری در هر جامعه ای سبب رشد و ترقی بیش از پیش آن جامعه می گردد. چون به راستی در جامعه ای که جهل و تفرقه رخت بر بندند و جای خود را به علم و اتحاد بدهند آن جامعه، جامعه ای مترقی و فرهنگی خواهد بود.

جامعه کردستان سوای از بی رحمی ها و نامهربانی های صاحبان قدرت در ادوار مختلف، همیشه سعی بر آن داشته جهت ارتقای علمی سطح عمومی جامعه و حفظ اتحاد و یک دلی خود، با اتکاء به ایمان و استقلال و تلاش و پشتکار مضاعف از ملتهای دیگر در این زمینه گوی سبقت را از سایرین به ربایند. به قول ناصر خسرو:  

هرکه از این راز خبر یافته است
گوی ربوده ست به نیک اختری

و بر همین اساس بوده که کردها مساجد را که با خون دل ساخته و نگهداری کرده بودند و صاحبان علم و ادب را عضو لاینفک خانواده بزرگ خود دانسته و این مراکز را مرکز نشو و نمای عملی، ادبی، سیاسی، ملی، مذهبی و تربیتی کردند تا باشد کم مهری های دیگران و نبود امکانات علمی و فرهنگی در کردستان را جبران کنند و با کمال سخاوت، دنیوری ها و کانی مشکانی ها و شهرزوری ها و ابن اثیرها و ابن جرزی ها و مولانا خالدی ها و ابن الحاجب ها و آمدی ها و شیخ حسن های زیادی را به جامعه علم و ادب و فرهنگ جهان اسلام و ملت کرد تقدیم نمودند.

بر همین اساس قبل از آنکه از جایی ندای ناسیونالسیزم تبعیض گرا سر دهد حجره های پر برکت کردستان با وجود شیخ حسنها با اشعار و مضامین کردی، ادبیات کردی را از حملات زبان عربی، و فارسی و ترکی و… محافظت کردند و سبب بقا و ترقی آن شدند و امروز به قول هژار ” اگر نامی از کرد باقی مانده از بقای زبان اوست[۱]” و هر کسی که به کُرد بودن و زبان و ادبیات کُردی می بالد لاجرم مدیون و منت بار شیخ حسن و هم قطران ایشان است.

موضع گیری های قاطعانه و شجاعانه این شخصیت ها بوده که امروز تمام داشتنی های خود، از قبیل، دین و ملیت و فرهنگ و … مدیون آنها هستیم.

این شیخ حسن بود که با نگارش به موقع قرآن کریم خیال توطئه تحریف قرآن را در نطفه خفه کرده

و این شیخ حسن بود که با موقع شناسی به هنگام قلم برای خویش را به میدان کارزار آورد و  با نگارش کتاب «ردالروافض» در مقابل آماج حملات مذهبی تند روان و غالیان شیعه و سنی قد عَلَم کرد و مانع بروز جنگ های مذهبی در کردستان شد و با رد قاطع و علمی بر روافض و ناصبی ها ،اعتدال و اتحاد را به جامعه برگرداند.

نگارنده در این مقال بر آن است که با واکاوی از دور نمای همه جانبه زندگانی شیخ حسن چشم اندازی تحلیلی را در دو بخش آثار و افکار ایشان که نمایان شخصیت او است ارائه دهد و نیاز امروزی جامعه را برآورده نماید تا باشد سالکانی در این مسیر سیر و سلوک نمایند و نیازهای علمی و فرهنگی و… جامعه را جوابگو باشند.

بخش اوّل:

چشم اندازی تحلیل بر آثار شیخ حسن:

همانطور که امام نووی در مقدمه المجموع بیان می دارد و امام الحرمین جوینی هم بر این باور است علم از لحاظ تکلیفی بر دو قسم است و حکم آن واجب است چون رسول خدا (ص) فرمودند «طلب العلم فریضة علی کل مسلم و مسلمة»

فرض عین و فرض کفایی[۲].

فرض عین آن دسته از علوم را شامل می شود که هر کسی بدان نیاز دارد . همانند؛ علم به عقیده، یا اصول دین و فروع دین و علم به انجام وظایف فردی و خانوادگی و اجتماعی و …

فرض کفایه آن است از علوم را شامل می شود که اگر جمعی از مردم اقدام به فراگیری آن نمایند وجوب فراگیری آن از سایرین ساقط می شود. مثل تخصص در علوم شرعی، نجوم، و طب، خیاطی و هر حرفه و مشاغل و صنعت دیگری که جامعه بدان نیاز داشته باشد.

و بنا بر قول امام نووی و امام المحرمین جوینی ثواب فراگیری علم کفایی از علم فرض عینی بیشتر است چون با انجام فرض عین فقط تکلیفی را از خود ساقط کرده اما با انجام فرض کفایی تکلیفی را از دوش ملّتی بر داشته ایم.  

شیخ حسن به حقیقت در طول زندگانی پر برکت خویش، همیشه در حال انجام این دو فریضه بود و به خوبی فرض عین و کفایی خود را در فراگیری علوم ادا نمود و دَینی بر دوش ندارد.

شیخ حسن در علوم مختلف توانسته تبحر بدست آرد و از سر خوان بسیاری از علما خوشه چینی نموده بود و برای فراگیری علم در آن زمان بی امکانات نه تنها مراکز علمی سقز و حومه، بلکه سایر مراکز علمی کردستان و حتی کشورهای اسلامی را در هم نوردیده بود و با پاهای خسته و پر از امید، نقطه به نقطه مراکز علمی را طی کرده؛ و تا سن چهل و چند سالگی[۳] مشغول کسب علم بود وخود را آنچنان وقف این مسیر کرده و نیاز به علم برای مبارزه با جهل را چنان در خود نهادینه کرده بود که نام خود را در لیست «علماء العّزاب» «عالمان مجرد» دنیا همچون طبری، نووی و مروزی و ابن خشاب و فیروز آبادی، خوارزمی، و بشر حافی[۴] و… ثبت نموده  و امیال نفسانی خود را به قربانگاه منای حضرت حق برده و آن را با هیچ عوضی، عوض نکرده و راه رضای حق و خدمت به خلق ذبح نموده و از جانب خدا با ندای «قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيا انا کذلِکَ نَجزی اُلمُحْسِنِینَ»[۵] مدال اولیایی و خلقت اصفیایی به تن کرد و امروز خلق خدا نیز پس از قرنها به پاس تلاشها و ایثار و از خود گذشتگی های او تجمع می کنند و او را می ستایند، و ایشان توانست در این چهل سال فراگیری، علوم مختلفی را کسب نماید و این علوم را در خدمت خلق خدا قرار داد و از هیچ علمی جامعه ی خود را بی نصیب نگردانید و عشق به ملت و آب و خاک و سرزمین با وجود شهرت و امکان کسب کرسی های تدریس در و مراکز علمی بزرگ جهان اسلام، او را به آغوش ملت خویش برگرداند، و در کردستان مشعلهای فروزانی برافروخت و نام خود را جاودانه کرد. و اینک به طور اختصار به تبحرهای علمی و خدمات شیخ حسن در این زمینه ها اشاره ای گذرا خواهد شد:

۱- فقه: در فراگیری علم فقه تلاش وافری کرد و خداوند توفیقاتی را نصیب ایشان کرده بود. همانطور که رسول خدا (ص) فرمودند: «من یرید الله به خیراً یفقهه فی الدین» هر کس خداوند به او اراده خیر داشته باشد، آن شخص را فهم دین فقه می بخشد.

ایشان در فقه مذهب امام شافعی تبحر و بر آراء سایر مذاهب هم احاطه داشته است. به ویژه در مسائل عبادی و احوال شخصیه؛

۱-۱- مثل طلاق و نکاح و ارث و… و در این باب حواشی زیادی بر کتب فقهی دارد از جمله: ۱-۱- تفسیر آیات الأحکام در کتاب ام القرآن.  

۱-۲- حاشیه بر حواشی ملا  ابوبکر مصنف چوری در علم فرائض.  

۱-۳- حاشیه بر کتاب «تنبیه الأنام فی بیان علوم مقام نبینا محمد (ص)» اثر شیخ عبدالجلیل قرەوانی.

۱-۴- حاشیه بر کتاب «الأنوار الإعمال الأبرار فی فقه شافعی» اثر یوسف اردبیلی.

۱-۵- ترجمه فارسی احیاء العلوم الدین [که نامشخص است ترجمه از شیخ است یا غیرایشان]

۱-۶- رسائل فقهی کتابخانه مشایخ مازوار  

۱-۷-  وقف نامه ادبی و فقهی شیخ که در وسط أم قرآن قرار دارد.

پایبندی تعهد آمیز شیخ به مذهب امام شافعی سبب شده که ایشان در چهار چوب مکتب و مذهب شافعی عمل کند و شرایط منطقه و خطرات شدیدی که مذاهب اهل سنت را تهدید می کرد سبب این اهمیت بیش از پیش به آراء و چهارچوب مذهب توسط شیخ بود. بر این اساس ایشان اقدام به تألیف کتاب فقهی نموده و نیاز آن را درآن زمان احساس نکرده و تنها به حاشیه نویسی بر کتب فقهی و فتوا براساس مذهب شافعی و غنابخشی و پایبندی به آنها  بسنده کرده است اما تبحر در آراء و فتاوای مذهب، نزد ایشان أظهر من الشَّمس بوده است.

۲- تفسیر و علوم قرآنی:

۲-۱- أم القرآن

شیخ با کسب علوم آلی و تسلط بر آنها برای تفهیم مبانی قرآنی و تفسیر آن اقدام نموده است.

و براساس اینکه قرآن کلام جاوید خداوند سبحانه و تعالی و اولین منبع استنباط شریعت است و با درک شرایط زمانی و مخاطره موجود سیاسی در آن زمان که مصادف بود با اواخر دوران صفوی، بی مهری ها و بی رحمی های فروان نسبت به اهل سنت و محبان اهل بیت و وجود زمزمه باور به تحریف قرآن توسط مذهب مورد حمایت حاکم، شیخ را بر آن داشت در عصری که قرآن چاپی وجود نداشت و امکان تحریف قرآن متبادر بود اقدام به نوشتن قرآنی بنماید که دارای ترجمه فارسی و حواشی علمی و ناسخ و منسوخ و قرائات مختلف و علم تجوید و سایر علوم قرانی باشد تا با این اقدام خستگی ناپذیر ده ساله ی خویش و تأیید بسیاری از علمای آن وقت، و وقف آن برای علمای کردستان و تهدید به دست اندازی در آن، مصداق عمل خدا قرار گرفته باشد «إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ»[۶] و شریعت اسلام و مذهب اهل سنت و جماعت را پاسداری نماید. و به حق أم قرآن شیخ مادر تمام قرآن ها و سرچشمه کتابتهای چندین ساله کردستان قرار گرفت.

معرفی اجمالی قرآن: این قرآن در قطع  سانتی متر نوشته شده و دارای ۱۹۱۸ صفحه و ۱۶ کیلو وزن می باشد و کاتب آن «رسول بن یحیی بن زکریا» می باشد، اما نظارت و حواشی آن توسط شیخ صورت گرفته و کتابت آن در سال ۱۱۲۷ ق. ق به اتمام رسیده است. و برای تطبیق، با قرآنهای صدر اسلام و رعایت امانت الهی آن را به عربستان و مصر و شام برده  و پس از تطبیق آن را مورد بررسی علمای مشهور آن زمان قرار داده و تأیید تمام علما را بر صحت آن گرفته است.

این دایرة المعارف بزرگ قرآنی که مشتمل بر ترجمه فارسی قرآن، تفسیر فارسی و عربی قرآن، بیان شأن و اسباب نزول سوره  ها و آیات، بیان قواعد مربوط به علم تجوید به صورت مصور و با کشیدن تصویر مخارج حروف[۷]، تفسیر آیات احکام براساس مذهب شافعی، بیان خواص القرآن و فضائل سور و آیات قرآن، بیان بر  وجوه قرائات و علائم وقف و ابتدا، علم اصول حدیث، بیان ناسخ و منسوخ، نکات ظریف عرفانی، سرودن و یا درج برخی از اشعار عربی، فارسی- کردی به گویش سورانی و هورامی  و… توانست مرجع مناسبی باشد در منطقه، و خدمتی فرهنگی و علمی و دینی و ادبی بود به جامعه کردستان، و به نوعی اقدامی عملی بود در مقابل خطرات احتمالی که شیخ با ذکاوت خویش آن را درک می نمود و به راستی که شیخ اقداماتش براساس درک شرایط زمانی و مکانی بود و به حقیقت در این باب شیخ پسر زمان خویش بود.

۲-۲- رساله منظوم

این رساله ی منظوم به زبان عربی در بیان علم تجوید و قرآئت های هفتگانه قرآن تألیف شیخ حسن است و این رساله که توسط شیخ حیدر در سال ۱۱۲۷ در روستای مولانا آباد نگارش شده است نشان از علم و درایت شیخ در این علم را دارد که در آن روزگار علم قرائت و تجوید کمتر مورد عنایت قرار گرفته است اما شیخ بنا بر دلایلی که ذکر شد اهمیت ویژه ای به کسب و نشر این علوم قرآنی داشته است.

۲-۳- حاشیه و بازنویس بر تفسیر جلالین توسط خود شیخ و شاگردانش.  

۲-۴- کنزاللغات، اثر محمد بن عبدالخالق بن معروف، که شیخ آن را نگارش کرده و لغات قرآنی به زبان فارسی ترجمه شده است.

۳- ادبیات:

تسلط کامل شیخ به زبان کردی، عربی و فارسی و بلاغت و فصاحت در نگارشهای خویش به این زبانها و سرودن برخی از اشعار به زبان های مذکور نشان از ادیب بودن ایشان دارد.

ایشان در زبان کردی به گویش هورای و سورانی تسلط کامل داشته و به هر دو زبان شعر سروده است.

و تسلط ایشان بر صرف و نحو و نوشتن رساله هایی در این باب و خلق اثرهای مهم در أم القرآن و سایر تألیفات و حواشی شیخ، دال بر این مدعا است.

در زمانی که هنوز تفکرات ناسیونالیزم به شکل تفکر امروزی متولد نشده بود شیخ حسن با شعرنویسی و حاشیه نوسی و اختیار لقب «کردی» برای خود پاسدار علم و ادب و فرهنگ کردی بوده است.

وقتی به نثر مسجع شیخ در وقف نامه مراجعه می کنید به خوبی به یاد نثر حافظ و سعدی و مولانا می افتید و تداوم مکتب ادبی آنها در کردستان، بر همین اساس بوده که شیخ در پی پاسداری از زبان و ادبیات عرفان آن روزگار، یعنی فارسی، برآمده و رساله ای در توضیح و تبیین لغات و مفاهیم دیوان حافظ[۸] به منصه ظهور نهاده و یا ادبی نمودن رساله اربعین های سالکین عبدالرحمان جامی شاهدی دیگران این مدعا است؛ و آفتابِ رُخِ احساس و ادب خود را طلوع می بخشد و «آفتاب رخ»[۹] خلق می کند[۱۰] و شعرهای پراکنده و ادبیات شیوا و شیرین شیخ خود دیوانی را می طلبد که تا به حال جمع آوری و تدوین آن ممکن نبوده است.

۴- هنر خوشنویسی:

یکی دیگر از علوم مورد توجه شیخ، خوشنویسی و زیبا نویسی است که در واقع فن ماندگاری مخطوطات ، نفیس بودن هنری و محتوایی آنها است که گاهی خویش اقدام به خلق اثری زیبا نموده و گاهی کسانی را برای خلق اثر به همکاری دعوت کرده است و خلق و استنساخ بیش از ۳۰۰[۱۱] اثر در دارالعلوم مولانا آباد توسط شیخ و شاگردانش حاکی از این ماجرا است.

ذوق هنری ایشان در تبیین علم تجوید مصور برای اولین بار در کتب آن زمان جای تأمل دارد.

۵- عرفان:

طی مدارج عرفان نظری و عملی توسط شیخ، از شاهکارهای این ذات عظیم و بیان از اُفق بینش ایشان دارد.

شیخ در سن چهل سالگی در سال ۱۱۱۳ ه. ق پس از مطالعه وافر در عرفان تئوری پا به وادی عملی نهاده و موفق به أخذ چهار اجازه نامه در طریقتهای مختلف شده است. که شامل طریقت علوانیه، قادریّه، سهروردیه و خلوتیه می شود.

علم و اخلاق و اخلاص و تقوا سبب شده که شیخ به این اجازه ها نایل گردد و به حقیقت این اجازه ها صوری و ظاهری و به خاطر نام  نان و جاه و حامی پیدا کردن نبوده و بر این اساس است که در هر چهار طریقت شیخ در اجازه نامه ها به عناوین مختلف تمجید شده است و به تعبیری گویا شیخ حسن شیوخ این طرایق شده و خود مراد بوده نه مرید. و بر همین اساس از طرف علمای آن زمان، ایشان به قطب العارفین و شیخ الشیوخ ملقب شده است. از طرف طریقت علوانیه به شهاب الدین، شیخ مبارک، عابد و صالح و عالم و عامل ملقب شده است.

و همچنین از طرف طریقت قادریه؛ به قطب الدین لقب یافته و شیخ طریقت قادریه در وصف ایشان می گوید: “جناب حضرت شیخ حسن کردی دین و عفت را مانند زنجیری به دور او پیچیده دیدم.”

و در طریقت خلوتیه، لقب قدرة السالکین و اسوة الناساکین را به ایشان اختصاص می دهند و از طرف طریقت سهروردیه ملقب به سیف الدین گشته.

و درویش عاشور کشمیری که اجازه شیخ را عطا نموده در وصف شیخ می نویسد: «این اجازه نامه را به برادرمان که دانا به شریعت و عارف به مسلک طریقت و ناطق به معرفت و دارک به حقیقت است، مردی که در بندگی خدا، خود را فنا کرده و همیشه با خدا می ماند، حضرت شیخ حسن کردی تقدیم می کنم[۱۲].»  

و نگارش و حاشیه و شرح بر کتب عرفانی از طرف ایشان نشان از فهم و درایت و لیاقتی است که دیگران از ایشان مشاهده کرده اند مانند نگارش:

۵-۱- کشکول[۱۳]:

مجموعه نوشته های عرفانی شیخ تحت عنوان کشکول نگارش شده در ابعاد  و در حال حاضر ۷۵۴ صفحه از آن باقی مانده که کتابت آن را در سال ۱۱۰۱ آغاز نموده که مضامین آن عبارت است از:

کتب و رسائلی عرفانی و ادبی و عاشقانه، در باب عرفان و تصوف و سیر و سلوک، که آن را با اشعاری از خود و شعرایی همچون مولوی، حافظ، عطار نیشابوری، ابو سعید ابوالخیر، ملا احمد حکیم، سید اسیری، سید علی همدانی و شاه  فضل نعیمی آراسته است و از نظرات عارفان و سالکان و نوشته های بزرگانی همچون امام محمد  غزالی، ملا ابوبکر مصنف چوری، یحیی بن محمد المدهمی، سید علی همدانی، ابی حسن علی بن میمون المغربی، احمد قُصیری، احمد بن محمد بن عبدالملک الدیلمی، محمد الرّیاض البد خشانی، ابن حجر مکی، عبدالرحمان همدانی، بهره ها برده و این همه نظرات و اشراف بر آنها نشان از علم و درایت حضرت شیخ دارد در این باب.  

۵-۲- «رسالة الاسرار للطالبین للتصفیة من عالم الدّرجات الی عالم القربة» این رساله عرفانی و توحیدی توسط شیخ در سال ۱۱۲۰ تألیف شده است و منعکس کننده نظرات عقیدتی و عرفانی ایشان است.

و دهها رساله عرفانی دیگر که برخی از آنها از بین رفته و برخی ها که موجود هستند نام و صفحات اولیه ی آن از بین رفته اند.

۶- معماری:

شیخ علاوه بر فراگیری علوم شرعی و عرفانی اقدام به فراگیری معماری و بنّایی نموده است، تا در این باب هم خدمتی به خلق نماید و رضایت حضرت حق را جلب کند و نمادهای مذهبی را با سبک هنری خاص به نمایش در آورد. شیخ اگر فرزند نداشت اما احسان جاریه و علم نافع زیادی بعد از خود به ارث گذاشته که از آنها بهرمند شده است. لازم به ذکر است که معماری های ایشان دارای سبک خاص اسلامی و کردی است که خود جای پژوهش مستقلی دارد.  

از جمله آثار ایشان می توان به چند مورد مشهور اشاره کرد:  

۶-۱- بنای مسجد تاریخی دو مناره سقز «بنا بر روایات شفاهی و قراین معماری[۱۴].

۶-۲- بنای مسجد باشماق تیلکو (سقز).

۶-۳-  بنای مسجد و روستای مولانا آباد «که در چند سال گذشته متأسفانه آن را تخریب و بازسازی کردند.»  

۶-۴-  بنای مسجد روستای (از توبع سقز).

۶-۵- بنای مسجد روستای چنار توو (توابع سقز).

۶-۶- بنای قنات و کاریز[۱۵] (کاهریز) در مناطق مختلف در زمانی که لوله کشی وجود نداشته است.

۶-۷- ترمیم مسجد تاریخی بست:

این مسجد که با قدمتی چهارصد و پنجاه ساله در روستای بست توسط شیخ ابراهیم پدربزرگ شیخ حسن ساخته شده بود شیخ حسن آن را ترمیم نموده در سال ۱۱۱۸ ه. ق که بر روی یکی از ستونهای مسجد نوشته بود:

پرسیدم از خرد ز تاریخ که بگفتا: غین غفران، حاء رحمت، قاف قربت، یای یا الله

که بنا بر حساب ابجد می شود سال ۱۱۱۸ هجری، قمری.

۶-۸- پل ها که در امروز و گذشته هم نقش مهمی در ارتباطات و توسعه فرهنگی و اقتصادی داشته اند، شیخ در بنای آنها هم نقش داشته و شاگردانی را پرورش داده است، از جمله پلهای مشهوری که شیخ بنا نموده می توان اشاره کرد به:

۶-۹- پل روستای قشلاق (مشهور به قشلاق پل واقع در منطقه سر شیو سقز) .

۶-۱۰- پل مابین روستای «سیفه تاله» و «قامیشه له» .

۶-۱۱- پل روستای مولانا آباد .

۷ و ۸- نجوم و ریاضیات:

شیخ در فراگیری علم نجوم و ریاضیات هم همت گماشته و از این باب هم خدمات شایانی را ارائه داده است و تنها به علوم شرعی بسنده نکرده و نیاز جامعه را در این موارد احساس کرده است.

در حال حاضر بسیاری از کشاورزان و دامداران منطقه خورخوره و سرشیو و تیلکو بر مبنای تقویم شیخ حسن سال کاری خود را برنامه ریزی می کنند و در ذخیره سازی علف برای دامداران و شخم زدن برای کشاورزان به ویژه در ایام قدیم تأثیر بسزایی داشته است. از جمله آثار این علم می توان به موارد ذیل اشاره کرد:

الف) قرار دادن سنگ مرمر شکلی در محراب مسجد روستای باشماق برای تعیین وقت نمازها، و ایشان این سنگ را طوری با اشعه نور خورشید تنظیم کرده بود که در اوقات شرعی تغییر رنگ می داد.

ب) تعیین خطوطی در مساجد در هنگام تابش نورخورشید هنگام طلوع و غروب برای تعیین اوقات فصول مختلف که برنامه های دامداری و کشاورزی بر این اساس بوده و اعتماد به این حسابات و تعیین اوقات و فصول با تجربه برای اهالی منطقه ثابت شده بود.

ج)- تنظیم تقویم و گاهشماری شیخ حسن:

این اثر هم به خط شیخ حسن و توسط ایشان تنظیم و گردآوری شده است که شامل شرح کاملی از پیدایش ماههای یونانی، رومی، عربی و ایرانی، اعیاد و مناسبتهای مختلف از صدراسلام تا راندن آدم ابوالبشر از بهشت و… و به همراه مطابقت ایام، درجات و ساعات ماههای یونانی، رومی، و جلالی با ایام مشهور قدیم می باشد[۱۶].

۹- طب:

شیخ در فراگیری علم طب هم مدارجی اصلی نموده است و این کسب علم، در حدی بوده که به درجه نگارش در این باب رسیده است و رساله طبی را نوشته، که تمامی این اثر توسط شیخ در پنج فصل به رشته تحریر درآمده است و طبق نوشته و اقرار خود ایشان رساله طب مجموعه ای کامل از علم طب حکمای ایران و عراق و روم و هند و سودان می باشد[۱۷].

و اثر دیگری نیز به ایشان منتسب است که به زبان ترکی استانبلی نوشته شده است در باب طب قدیم بر اساس تجربیات اطبای دربار عثمانی.

و همچنین شرح و حاشیه بر کتاب «الرحمة فی علم الطب و الحکمه» جلال الدین سیوطی نوشته است

۱۰- کشاورزی:

شیخ در کشاورزی به روش نوین آن روزگار هم تحولاتی در منطقه ایجاد کرده است. برای نمونه ایشان زمین شیب داری که در ۶ کیلومتری مولانا آباد بوده را برای اولین بار در منطقه به زراعت گرفته برنج در آورده و با زحمت و تلاش فراوان آن را به صورت پله پله به زمین هایی مسطح تقسیم کرده است و جوی آبی به میان طبقات پلکانی زمین کشاورزی کشیده که به «پله گه وره» مشهور است.

۱۱- تعبیر خواب:

شیخ در علم تعبیر خواب نیز زبان زد بوده است که یکی از علماهای آن یوسف پیامبر (ع) بوده است.

و رساله ها و حواشی از ایشان در این باب هم وجود دارد.

۱۲- کلام:

شیخ در علم کلام هم سرآمد بودند با در نظر گرفتن شرایط زمانی و هجمه فرقه های کلامی به اهل سنت و جماعت ایشان در این باب هم آثار زیادی را خلق نموده و یا شرح و حواشی در این باب نگاشته است، برای نمونه:

۱۲-۱- کنز:

این اثر مهم پنج بخش است که ۲۳۸ صفحه می باشد، مشتمل بر این موضوعات است:

– ایمان – قضاء، رؤیت خدا حادث و قدیم بودن قرآن و… .

– اثبات کرامت و تفاوت آن با معجزه از نظر اهل سنت و معتزله.

– خلافت و امامت خلفای راشیدین.

– رد کسانی که مخالف اصحاب و نزدیکان پیامبر (ص) هستند.

– فضیلت اسماء الحسنی.

۱۲-۲- رساله سؤال و جواب از سید علی همدانی در باب کلام.

۱۲-۳- شرح بر اسرار الشهود فی معرفت حضرت معبود.

۱۲-۴- تألیف «رسالة الأسرار الطالبین من عالم الدرجات الی عالم القربة» که شیخ این کتاب را در ۲۴ فصل نوشته است.  

۱۲-۵- حاشیه بر کتاب ابوالمعین نسفی

۱۲-۶- رد الروافض:

در رد عقاید شیعه های غالیه است و این کتاب متأثر از عملکرد صفویه در ایران می باشد.

۱۲-۷- شواهد النبوة: اثر عبدالرحمان جامی، شرح و حاشیه از شیخ حسن.

۱۲-۸- رساله بیان اهواء و بدع: این رساله در رد فرقه های کلامی خوارج، روافض، قدریه، جبریه، جهمیه و مرجئه نوشته شده است.

ایشان علاوه بر این علوم، در علم اخلاق و فلسفه و منطق نیز سرآمد بوده است و آثاری در این ابواب از ایشان بجا مانده است، اما آنچه جای تاسف و تالم دارد این است که بسیاری از آثار شیخ تا به حال کشف نشده و این آثار مذکور که تا به حال بیان شد کمتر از ۱۰% تمام کتابهای کتابخانه شیخ است، که متاسفانه بر اثر بی توجهی وارثین سواستفاده افراد سودجو و کم توجهی مسئولین ذی ربط از گذشته تا به حال سبب غارت و از بین رفتن بسیاری از این شاهکارهای نفیس ایشان شده است، چه بسا در این میان آثاری خلق کرده باد که جز شگفتی های روزگار باشد چون از استعدادهای خارق العاده و ذاتی ایشان بدور نیست.

بخش دوم: چشم اندازی به ویژگی های شخصیتی شیخ حسن:  

شیخ حسن با وجود علم و آگاهی و تجربه زیادی که در زندگی کسب کرده، توانسته بود آنها را قبل از هر کسی در خود اجرایی نماید و بر این اساس، دارای ویژگی هایی شخصیتی بود که سبب تمام موفقیت هایش شده بود و وجود این چنین شخصیتهایی با این ویژگی ها، گمشده ملتها هستند و به حقیقت این اشخاص لایق مرجعیت و الگو قرار گرفتند در جامعه، و همه آحاد ملّت باید در پی روش شناسی تربیتی  و پرورشی ین گونه افراد برآیند تا بتوان دوباره در جامه متفرق بی مرجع، شبیه سازی این شخصیت ها صورت بگیرد و هیچگاه جامعه از وجودشان خالی نباشد.

نگارنده با توجه به مطالعه و بررسی زندگی و برخی از آثار حضرت شیخ حسن به نکاتی رسیده که اختصاراً آنها را در چند محور جمع بندی می نماید و  بنابراین می توان گفت اساسی  کارکرد ایشان این موارد بوده است:

۱- ایمان و اخلاص و تقوا:

این سه رکن مهم معنوی در شخصیت، زندگی و آثار شیخ به وضوح هویدا بوده است و همین موارد عامل دهها سال هجرت و غربت و تلاش و خدمت بوده،

شیخ که زاهد بود و در پی دنیا نبود و برای کسب شهرت هیچ کاری نکرد و هیچ طریقتی تأسیس ننمود اما چون ایمان و تقوا داشت هر چه داشت در طبق اخلاص گذاشت و تمام زندگیش خلاصه شد در تزکیه، تعبد، تعلم، خدمت به خلق و نوشته های ایشان هم نشان از این واقعیت دارد:

آنجا که در حاشیه أم القرآن نوشته اند:

یکی می خواهد از تو جنت و حور یکی می خواهد از دوزخ شود دور
ولیکن ما نخواهیم این و آن جُست مراد ما همه خشنودی تُست
چون تو خشنود باشی در دو عالم همین مقصود بس، و الله أعلم

یا در مناجاتی دیگر می فرمایند

من به عمداً ارتکاب صد معاصی کرده ام تا بیابم عفو و بخشش راز لطفت ای اله
دوست دارم من گداسا بر درت باشم خَجل تا بیابم رحمت و انعام خاص ای پادشاه
تو به می گویم نصوحی، نه غلط گفتم غلط توبه از توبه، بجز عفوت مرا نبود پناه

ایمان و اخلاص و تقوای او کاری کرده بود که  شیخ حتی به توبه هم نمی بالید معتقد بود کسی که به توبه و خوب بودن خود مباهات می ورزد، باید از آن توبه، توبه کند چون  این مغایر با توحید عملی است بلکه این فقط خداوند است انسان  کهرا می بخشد نه حتی اعمال انسان.

و به حقیقت تمام نتایجی را که خداوند برای اهل تقوا در دنیا مقرر داشته بدیشان عطا نموده بود، ایشان تا پایان عمر عملاً شاکر آن نعمت های حاصل از تقوا بود.

۲- روحیه علم طلبی و مبارزه با جهل:

در تاریخ علمای اسلامی کمتر کسی را می توان نام برد که بیش از ۴۰ سال مشغول کسب علم بوده باشد و شیخ تا پایان عمر مبارک خویش مشغول مبارزه با جهل بود و به حقیقت مجاهدی نستوه در این کار زار بود، و هر آنچه نیاز جامعه باشد فراگرفت و آنرا به خدمت خلق گماشت، شیخ هم علم فراگرفت و هم در نشر آن هم سعی وافری کرد؛ که از جمله ی آنها می توان به تألیف و استنساخ بیش از ۳۰۰ جلد کتاب که مشتمل بر دهها هزار صفحه بوده اشاره کرد؛ و تأسیس دارالعلوم مولانا آباد و دعوت از علما و کاتبان نامی آن زمان برای نشر علوم . ایشان در آن زمان اقدامی انجام داده که در زمان معاصر با وجود تمام امکانات رفاهی و علمی انجام آن امکان پذیر نیست و ایشان دانشگاهی تأسیس نمود که تشعشعات انوار آن همچون سیاره ای درخشان در منظومه جهان اسلام می درخشید. شیخ در واقع صدها تصنیف و مصنف تقدیم جامعه خویش نمود، ایشان هر آنچه را می دانستند گفتند و نوشتن و آموختند. و دَینی بر دوش خویش نگذاشت و با آرامشی کامل به سوی خدای خود بازگشت.

۳- محبت وافر به رسول خدا (ص)

شاید گفته شودکه هر مسلمانی رسول خدا (ص) را دوست دارد و این ویژگی فقط در شیخ حسن موجود نبوده بلکه همگان مشتاق و محب رسول (ص) هستند اما وقتی که با دقت در این مساله نظر بیفکنیم متوجه می شویم که گاهی مسلمانان در حب رسول(ص) دچار افراط و تفریط شده اند و از حدود شرعی عدول کرده اند. همگان مدعی عشقند اما راه عشق هر راهی نیست.

عده ای آنچنان غلو کرده اند که مقام نبی (ص) را از مقام الوهیت عملا بالاتر برده اند و انگار اله و معبودی در کار نیست، بجز نامی از خدا، توحید کاربرد دیگری در زندگینشان ندارد و ا ین قوم به درد قول نوح و موسی و ابراهیم مبتلا گشته اند.

وعده ای دیگر آنچنان در تئوریات کلام و تحید فرو رفته اند که در محبت رسول خدا (ص) که با قرآن و سنت و اجماع تمام ادله اثبات حکم، ثابت است دچار تفریط شده اند و بعضاً بی ادبی می کنند و به مساحت مقدس نبی مکرم اسلام و ایشان را نه فردی عادی گاهی اوقات کمتر از روسا و رهبران خود تلقی می کنند و به هیچ وجهی برای ذات مبارک یا فرمایشات گرانبهای ایشان ارزشی قائل نمی شوند ؛ چون به حقیقت محبت رسول خدا با مرزبندی توحید و بدون تبعیت و عشق وافرو فنای در او برای او، کذبی بیش نیست.

شیخ حسن با محبت وافر و واقعی و راست و صحیحی که به رسول خدا (ص) داشتند صدها صفحه از کاغذ های خود را به صلوات و درود فرستادن بر روح مطهر نبی مکرم اسلام آراستند و به حقیقت ایشان از صفای صلوات به مقامهای زیاد دست یافته بود و در این راه هم مسیر خدا و ملائکه شده بود «إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِکَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَي النَّبِيِّ يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْليماً»[۱۸] و صفای دل او و ثنای زبان او، از ثمرات صلوات بود. مشهور است هیچ گاه دل و زبانش خالی از ذکر و صلوات نبوده است. و بر این اساس بود که رسائلی در ذکر صلوات و بیان احوال نبی (ص) نوشته اند تا عشقش را به منصه ظهور برساند و تمام دنیا را شاهد برای محبت خویش نسبت به رسول و اهل بیت و اصحاب بگیرد، و کسی نتواند اهل سنت را مبغوض رسول خدا (ص) قلمداد کند:

و بر این اساس است که این دو بیتی ها را سروده است:

یا سید الانام، صلوات و سلام تو ورد زبان ماست مه و سال و صبح و شام
نزدیک تو چه تحفه فرستیم ما ز دور در دست ما همین صلوات است والسلام
 *** 
ای روی تو محراب دل غمناکان وی دست تو سرمایه ی سر بر خاکان
روزی که روند سوی جنت پاکان جز تو که کند شفاعت  بی باکان؟
 *** 
تا هست شفیع چون تو صاحب کرمی کس را نبود در همه آفاق غمی
گر رنجه کنی بهر شفاعت قدمی کار همه عاصیان بسازی به دمی
 *** 
کسی که جان پاک و دل آگه است صفا از درود رسول الله است
به عقل و روح است روحی لدیه مدار فتوح است، صلّوا علیه
 *** 
خدایا، درود شه انبیا به وجهی که شاید، نه مقدور ما
تو از لطف خود جانب وی بفرست درود و سلامی که او را سزا
 *** 
خدا درود نبی گفته است و می گویند مقربان ملک در صوامع ملکوت
تو هم زبان به درود و سلام بگشای که بهره مند شوی از لوامع جبروت
 *** 
گهی که میشنوی نام سید سادات همی فرست به سویش تو هدیه ی صلوات
که بی گمان صلوات نبی به موقف حشر رهاندت زهلاک، رساند نجات

۴- عزت نفس، زهد و صلابت روح:

جناب شیخ حسن به سبب ایمان و اخلاص و تلاش، دارای عزت نفس بوده و در پی آن صلابت روح، ایشان شخصاً با وجود مجرد بودن و جهت ارتزاق شخصی کشاورزی کرده در «پله گه وره» در ۶ کیلومتری آبادی و از هیچ کس توقع نداشته که او را کمک کنند، بلکه نان بازوی خود خورده نه نان علم و زهد و سلوک و طریقت و… و این عزت نفس ایشان سبب شده که هیچگاه بر در هیچ خان و شاهی سر فرود نیاوَرَد و قدمی نرَوَد، بلکه این شاهان و خوانین بودند که به دست بوس و حضور او شرف یاب می شدند، شهره و آوازه شیخ در جهان اسلام، زبان زد بوده و به راحتی می توانست شیخ الأسلام دربار عثمانی یا سلاطین ایرانی و یا خوانین محلی کردستان شود اما خدمت به ملت و زهد و پارسایی را بر هر قدرت و نفوذی ترجیح داد و این صلابتی که از خود نشان داد نشان از صدق ایمان و اخلاصی بود که داشتند.

۵- موقع شناسی و موضع گیری های به هنگام:

همانطور که بیان شد مبارزه با جهل و خدمت به ملت و گام نهادن به سوی سعادت ابدی و سرمدی خود و هم وطنانش از اصول کار حضرت شیخ حسن بود و به همین دلیل بود که جناب شیخ سر لوحه برنامه ها و اقدامات علمی و عملی خویش را نیاز جامعه و مخاطرات پیش بینی شده قرار داد؛ به راستی در هر جامعه ای که اهل علم دنبال رفع نیاز مردم و مقابله با هجمه های واقعی یا احتمالی باشند، آن ملّت همیشه سر زنده و موفق خواهند بود. شیخ هیچگاه خود را مشغول امور ساده و بی اهمیت نکرد بلکه با فقه اولویاتی که داشتند مسائل را اولویت بندی کرده و به آنها پرداخته اند، و برای شناخت بیشتر افکار شیخ باید از دوران سیاسی، اجتماعی، مذهبی آن زمان اطلاعات نسبی وجود داشت تا خواننده بداند چرا شیخ این چنین اعمال و تألیفاتی را انجام داده است.

شیخ در اواخر صفویه و اوائل افشاریه زیسته است، در دوران سلطان سلیمان و سلطان حسین صفوی که دوران ضعف حکام سیاسی و اوج فشارهای مذهبی بود، مردم در بیشتر مناطق ایران در تنگنای معیشتی به سر می بردند و با پایان دوران صفویه و آغاز دوران افشاریه بعلت جنگهای مختلفی که ایران درگیر آن بود فشارهای سیاسی، معیشتی و…  بیشتر بود و مردم کمتر در فکر مسائل علمی و فرهنگی بودند چون وضعیت اقتصادی و سیاسی اسفباری حاکم بود.

اوضاع سیاسی کردستان در زمان پادشاهان صفوی، تحت تصرف امرای اردلان بود، این امیران در میان دو قدرت بزرگ منطقه، ایران عثمانی بودند. جنگهای مکرر صفویان و عثمانی، وجود تنش های شدید مذهبی، موجب شده بود که امارت های پر تلاطم کردنشین سنی مذهب برای حفظ کیان خود هراز چندگاهی تا یکی از این دو قدرت را برگزیند.

شیخ حسن در زمان حکومت کلبعلی خان اردلان به دنیا آمده و دوران خوانین همچون خان احمد خان ثانی، خسرو خان اردلان و سلیمان پاشای بابان زیسته است که این دوران هم دوران پر تلاطم و دوران ناامنی و کم توجهی به مسائل علمی و فرهنگی بوده است.

در این دوران پر فراز و نشیب توجه به زندگی و آثار شیخ حسن از اهمیت خاصی برخوردار است. در همه جا که فشار و جنگ و طغیان و غارت و ناامنی و تعدی است در روستایی کوچک در ۵۵ کیلومتری شهر سقز شیخ و پیرو مراد و عالمی متبحر، زیرک و کاردان، مشغول خدمت به خلق و فعالیت های علمی و فرهنگی هدفمند است، چون به خوبی می دانست در آن زمان دفاعی که با قلم می توان از دین و مذهب و ملت و فرهنگ خود کرد با هیچ وسیله ای دیگر نمی توان انجام داد.

و بر این اساس بود که احساس وظیفه کرد و اقدام به نگارشی قرآن و تفسیر و ترجمه آن کرد در طی ۱۰ سال، تا واهمه تحریف قرآن در منطقه به خوابی پریشان تبدیل شود و با تشکیل و درست کردن دارالعلوم مولانا آباد با دهها مدرس و کاتب و نگارش و دهها کتاب فلسفی و کلامی برای حفاظت از عقاید و کیان مذهبی و ترویج عرفان و اخلاق و عمل و کتابت برای جامعه ای که در آن معرفت و اخلاق در مرز نابودی بود، از جمله شاهکارهای زمان شناسی و خداشناسی شیخ حسن بوده است.

۶- روشنفکری و روشن ضمیر:

یکی دیگر از ویژگی های بارز شخصیتی جناب شیخ حسن این بود که به تمام معنا معتقد به همزیستی مسالمت آمیز و اتحاد و یک دلی مردم بود و بر این اساس بود که حتی جناب شیخ اقدام به ترجمه موزون انجیل نموده و یا اینکه بلعکس جهان معاصر، که مردم یک دیگر را قبول ندارد حتی در داخل یک حزب و طریقت هم منافع شخصی مانع از اتحاد است و این در حالی است که جناب شیخ با وجود فقاهت و علم مسلمی که داشت همزمان از چهار طریقت کسب فیض می نماید و تفاوت های موجود در بین آنها را با اخلاص و زهدی که داشتند نادیده گرفته و مجری دستورات هر چهار طریقت بود و آنها را هیچگاه موازی کاری هم نمی دانسته و این بود دیدگاه والا و اتحاد خواه و وسعت دید ایشان، و همین دیدگاه باز و عدم تعصب و ارتجاع در ایشان سبب ضمیری روشن و دلی پاک و تأثیرگذار در ایشان شده بود که خداوند متعال کرامات زیادی را بر دست و زبان ایشان جاری و ساری نمود.

۷- خدمت به ملت و میهن:

یکی دیگر از ویژگی های بارز و انکارناپذیر ایشان حب وطن و خدمت به ملت بود که این مهم در گفتار و کردار و نوشته های ایشان هویدا است.

ساخت مساجد و پلها و معابر و جویبارها و تنظیم تقویم و زمان شناسی، تلاش در پی طب و سلامت سازی جامعه، تلاش برای جامعه ای امن و روح و روانهایی سالم به وسیله عرفان حقیقی، همه و همه نشان از علاقه وافر ایشان به ملت خویش دارد علاوه بر این موارد  با وجود اینکه شیخ حدود ۴۰ سال خود را دور از زادگاه خویش در پی کسب علوم مختلف سپری کرد، و شهرت و آوازه ی او در جهان اسلام پیچیده بود و امکان تدریس در مراکز علمی مکه و مدینه و مصر و شام و بغداد و استانبل برای ایشان کاری ساده بود اما حب وطن و ملّت او را از شامات و حجاز و مصر و بغداد که مراکز فرهنگ و تمدن آن روزگار جهان بودند به مولانا آباد کشاند و سفره تعلیم و تعلم را در آنجا گستراند و با ریاضت و زهد خویش پیامبر گونه، ندای «إِنْ أَجْرِيَ إِلاَّ عَلَي اللَّهِ »[۱۹] را سر داد و بی منت تا آخرین لحظه زندگانی خویش لحظه ای از خدمت و تعلیم فروننشست.

و در جهان اسلام بجای انتخاب اسماء و شهرت هایی منتسب به عبادات همچون حاجی و یا به منسب مثل شیخ الاسلام و ملا و علامه و… و یا به طریقت و مسلک مثل سهروردی و خلوتیه و علوانیه و قادریه و… یا به القابی که دیگران بدو عطا کرده بودند مثل ، سیف الأسلام، شهاب الدین، قطب العارفین، شیخ والشیوخ، قطب الدین، قدوة السالکین، اسوة الناسکین و… لقب «حسن الکردی» را برای خود انتخاب نمود تا همگان بدانند که سفیر کرد در جهان اسلام و سفیر اسلام در کردستان چه راد مرد نیک سرشت و با وقار و وفادار به ملتی است و این حقیقت در یکی از بارزترین نشانه های حب ملت وطن است که در ایشان نمایان بوده.

۸- پشت کار و همت بلند:

کسب آن همه علم و نوشتن آن همه کتاب و انجام آن همه تدریس و سفر و تربیت شاگردان، جز با پشتکار و همت بلند و ایمان راسخ ممکن نیست. در مسیری  که انتخاب کرده بود هیچ چیزی بجز مرگ نتوانست در بین او خدماتش وقفه ایجاد کند حتی مرض و سفر و… برای نمونه شیخ در سال ۱۱۳۰ ه. ق در دمشق مجلدی مشتمل بر چند رساله شامل «افضل الصلاة» شیخ عبدالصمد قروانی و چند رساله دیگری را تحریر نموده اند در صفحه ۱۴۶ آن چنین نوشته اند: «در ۲۸ شعبان المبارک در شهر دمشق شام سال «غلق» که به حساب ابجد می شود (۱۱۳۰) در حالی دست راستم شکسته، به خدا قسم در غایت محنت و نهایت مشقت بسیار ناراحت و دلگیر و در ضعف و بی کسی افتاده ام و قادر نیستم که قلم را در دست بگیرم و به ناچار قلم را با ریسمانی به انگشت شهادتین و وسطی بسته و به کمک انگشت بزرگم آن را تکان داده، بدان طریق این کتاب را نوشته ام از ناظرین رجا دارم اگر نقص یا سهوی به نظر آورند اصلاح نمایند.»  

این کار شیخ و تداوم در خدمت جز پشتکار و همت بلندی چیز دیگری نیست که به راستی آن کس که از او کاری برآید و همت نکند و دوام در انجام آن نداشته باشد خیانت بزرگی به ملت خویش کرده است.

۹- تواضع و فروتنی:

یکی دیگر از ویژگی های بارز شیخ، تواضع و فروتنی بود که تمام وجود ایشان را فراگرفته این تواضع بود که ۴۰ سال او را وادار به طلب علم کرد، این تواضع بود که شیخ الشیوخ را بنّا و معمار و کشاورز و طیب کرد، شیخ حسنی که شاهان به درگاه او افتاده بودند در خلوت خانه ای زندگی می کرد وسکنی گزیده بود که کسی آن را برای زندگی  نیم روزه هم نمی پسندد، سریر زیر سرش تکه سنگی بود که نماد و پیکر تواضع شیخ بود، شیخ با وجود ملک و مال و نفوذی که داشت رفاه و خوشگذرانی را وداع گفته بود و هیچ نیازی به دنیا نداشت، او آمال و آرزوهایش را با خود به عقبا برد و از دنیا چیزی نخواست، در واقع تواضع، شیخ را غنا بخشید در دنیا، اما در علم و طی سلوک و مسیر کمال او را تشنه لب کرد و هیچگاه سیر نشد، با وجود علم زیاد و درک محضر اساتید مسلم العلم و التقوا، درِ هر طریقتی زد و خوشه چینی همگان را کرد. در حقیقت تواضع در شیخ غنا و نیاز را پرورانید؛ مستغنی از دنیا و نیازمند کمال و علم و عرفان؛ شیخ، آب و آتش را در وجود خود پرورانید. آتش عشق و آب حیات معنوی او را به مقام والای عبودیت رسانید، او هیچگاه مدعی بزرگی و رهبریت و ریاست و شیوخیت و… نبود او بزرگترین فخر خود را در عبودیت خداوند سبحانه و تعالی می دید آنجا است که خطاب به خروس آسمانی می گوید:

خوروس نه واچی شه و بیداره نی دایم هه ر نه فکر زکر یاره نی
تا نه یو نالدم، نایی ناله که ت نایی ته گوشم شه قه ی با که ت

به راستی که ثمر آن همه علم و تقوا و ایمان و خدمت تلاش و پشتکار، صلابت و شجاعت و عزت نفس و… تواضع بود، چون اگر تمام این ویژگی های فوق که بیان شد، ثمر آن غرور و خود برتربینی می شد شیخ به جایی نمی رسید چون شرط نیل به مقصد در تمام این امور تواضع است و خود را در مقابل واحد احد صفر کردن است و هیچ صفری خواندنی نیست تا در مقابل عدد قرار نگیرد.

به راستی جامعه امروز کردستان به وجود همچون شخصیتهایی بیش از پیش نیازمند است تا مردم را از منجلاب فساد و مشکلات و گمراهی و جهل و تفرقه برهانند. امید است با شناخت و ژرف اندیشی در مسیر و سلوک این بزرگان، راد مردانی را در دیارمان بپروراندیم که همه محتاج اویم، شیخ حتی در مرگ هم از مردم جدا نشد، و وصیت نکرد که او را جدای از مقبره مردم کردستان دفن کنند بلکه جسد مبارک ایشان در خاک کردستان و در آغوش مردم کرد آرام گرفت.

در پایان:

امیدوارم که این نوشته و دیگر  نوشته ها و مقالات و همایش و سایر اقدامات دیگر که منجر به معرفی جنبه های مختلف زندگی و شخصیت علمی و فرهنگی و عرفانی جناب حضرت شیخ حسن الکردی می شود، روز به روز بیشتر و مستدام باشد و امیدوارم که جامعه علمی و فرهنگی و عرفانی کردستان بیش از پیش از روشهای موفقیت این شخصیت بهره ببرند.

و از تمام کسانی که آثاری از جناب شیخ در اختیار دارند استدعا می نمایم که مضامین این آثار را در خدمت اهل علم قرار دهند تا با نشر آن کمکی به ارتقای سطح فرهنگی جامعه کرده باشند و روح حضرت شیخ را از این کار راضی نمایند، چون به حقیقت نگارش و زحمت شبانه روزی و تلاش و پشتکار ایشان در نشر علوم و معارف برای ارث مادی آن نبوده بلکه برای استفاده مردم و تبدیل آن به علم نافع و احسان جاریه بوده است، در واقع تمام کسانی که یک یا چند اثر از شیخ را در اختیار دارند و از نشر مطالب آن خودداری می نمایند، اقدام آنها خلاف شرع و عرف است و مطمئناً در روز قیامت مورد مؤاخذه صاحب شریعت حضرت محمد (ص) و صاحب اثر یعنی حضرت شیخ حسن قرار می گیرند و قطعاً از شفاعت آنها محروم خواهند ماند. لذا از تمام کسانی که توفیق حضور و شرف آثار شیخ را دارند می خواهم که مانع از نشر آثار ایشان نگردند و خلف ناخلفی برای ایشان نگردند و در پی ایجاد موسسه حفظ و نشر آثار حضرت شیخ حسن باشند تا با کمک های همدیگر سعی در دست یابی به آثار شیخ در کتابخانه های خطی جهان نمایند تا باشد روزی که همایش تحلیل و نقد و بررسی تمام آثار شیخ حسن و در سطح بین المللی برگزار شود و آن جایگاه واقعی به مقام شامخ ایشان عودت نماید.

                                                               والسلام علی من التبع الحق و الهدی   

                                                                          بهزاد مولائی- تهران — ۲۵/۴/۹۵  –  جمعه ۸ شوال ۱۴۳۷ ه. ق


[۱] شرف کندی، عبدالحرمان، مقدمه، نباید بورینه

[۲]  نووی، محی الدین، المجموع شرح المهذب فی فقه الشافعی، ج ۱٫

[۳]  پارسا، عرفان، پایان نامه کارشناسی ارشد، معرفی، تجزیه و تحلیل آثار شیخ حسن مولانا آباد. ص ۳۰

[۴]  به نقل از کتاب العلماء العزّاب، عبدالفتاح ابو غدّه، دارالبشائر الإسلامیّه

[۵]  الصافات / ۱۰۵

[۶]  حجر آیه ۹

[۷]  محسنی شهباز، امام امجد، مقاله معرفی یک متن تفسیر «قرآن شیخ حسن مولانا آباد»

[۸]  پارسا عرفان، پایان نامه ارشد، ص ۶۳

[۹]  نام یکی از اثرهای موزون شیخ حسن است که متأسفانه بنام مصنف چوری چاپ شده است.

[۱۰]  برای اطلاع از این اثر به پایان نامه عرفان پارسا مراجعه شود.

[۱۱]  همان، ص ۳۱

[۱۲]  برای آگاهی بیشتر به متون مختصر و ترجمه شده ی اجازه نامه های شیخ به پایان نامه عرفان پارسا مراجعه شود.

[۱۳] متاسفانه این کتاب تا به حال چاپ نشدهاست و به صورت خطی در منزل یکی از احفاد اخوی ایشان نگهداری می شود.

[۱۴]  ثبت آن به نام فرددیگری در میراث فرهنگی از سندی دست ساز بدون هیچ پشتوانه ای تاریخی برخوردار استکه می طلبد مسئولین در این زمینه تخصصی دقیق و علمی تری انجام دهند تا خلط اثر رفع گردد.

[۱۵] کاریز با قنات تفاوت هایی دارد هرچند که هر دو را به یک معنی می گیرند، کاریز یا کهریز به مجرای تونلی شکلی که در زیرزمین تعبیه می شود تا چشمه هایی را با هم مرتبط سازند و عمق آن کمتر از قنات است و در قنات زنجیره چاههایی به هم مرتبط می شوند و در مناطق کویری بیشتر قنات کاربرد دارد و بلعکس مناطق کوهنشین که کاهریز کاربرد دارد.

[۱۶]  برگرفته از مقاله: همراه با بزرگان کرد، صادقی، محسن در ماهنامه، شورای شهر سقز

[۱۷]  همان ص ۱۶

[۱۸]  احزاب / ۵۶٫

[۱۹]  سبأ / ۴۷

نگارنده: بهزاد مولائی

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.